یکی از سوالاتی که به کرات از من پرسیده می‌شود، مطالبی در مورد پرخوری احساسی و استرس است. کمتر اتفاق می‌افتد افرادی که در حیطه‌ی تناسب اندام دستی در کار دارند، در مورد احساسات صحبت کرده و خودشان را درگیر اینجور مسائل کنند. اگر شما هم تصور می‌کنید که جزء یک چنین افرادی هستید بهتر است از این صفحه خارج شده و مطلب دیگری را برای مطالعه کردن انتخاب کنید.

بدن شما به این دلیل دارای فرم فعلی است چراکه شما این فرم را به آن داده‌اید. شکل بدن شما تنها به دلیل وجود ژن و وراثت به این صورت در نیامده است، حتی «متابولیسم کند» هم آنچنان شما را با خطرات جدی روبرو نخواهد کرد چرا که با تقویت ماهیچه‌ها و ثابت نگه داشتن میزان قند خون به راحتی می‌توانید متابولیسم بدن خود را تسریع کنید؛ اما اگر به طور مرتب از میان وعده های ناسالم استفاده کرده، غذاهای ناسالم بخورید، تمام طول روز دراز کشیده باشید، و از برنامه خواب و استراحت مناسب برخوردار نباشید، تمام مدت با احساسات مغشوش و استرس روبرو باشید به خودتان مدیون هستید که طرز زندگی‌تان را تغییر دهید.

کنترل احساسات

شما باید منشاً ایجاد مشکلات را پیدا کرده و راه های سازنده ای برای مقابله با آن‌ها پیدا کنید. اگر از وضعیت زندگی خود به درستی آگاهی نداشته باشید و به درستی متوجه نباشید که از کجا باید برای حل مشکلات اقدام کنید، به طور ناخواسته وضعیت دشواری را هم به بدن و هم به روابط خود تحمیل خواهید کرد.

بهترین نکاتی که می‌توانند در این راه به شما کمک کنند ایمان، مدیتیشن، و آگاهی نسبت به این مطلب است که می‌توانید از خودتان «فرد بهتری» بسازید. اولین گام در این راه، بدست آوردن دانش و آگاهی کافی نسبت به احساساتتان می‌باشد. شاید توصیه‌هایی که من در مورد احساسات می‌کنم، کمی برایتان عجیب باشد، اما اگر به علم مدیتیشن آشنایی پیدا کنید، به راحتی می‌توانید متوجه منظور من بشوید. به هر حال مطمئن باشید که با به کارگیری این موارد به راحتی می‌توانید به نتیجه دلخواه دست پیدا کنید.

برخی از تکنیک‌هایی که در ذیل به شما معرفی می‌شوند، برگرفته از روش‌های «تیک نات هان» راهب فوق‌العاده‌ی بودایی می‌باشند.

زمانی که با احساسات شدید روبرو می‌شوید، باید پیش از هر چیز همیشه یادتان باشد که یک نفس عمیق بکشید. زمانی که نسبت به احساسات خود بی توجهی می‌کنید، این احساسات به طرق دیگر خود را نمایان می‌سازند که خوردن بیش از اندازه نیز جزئی از آن می‌باشد. به احساسات خود مانند طفلی که در حال گریه کردن است نگاه کنید، این کودک نیازمند کمک شماست. زمانی که نفس عمیق می‌کشید، بر روی دم و بازدم خود تمرکز کنید. بعد احساس مورد نظر را برای خودتان تشریح کنید.

به عنوان مثال بگویید: «من احساس ناامیدی می‌کنم» یا «من عصبانی هستم» و یا هر احساس دیگری که در آن لحظه بر شما غلبه کرده. بعد هم به خشم و یا ناامیدی خود لبخند بزنید. هدف این نیست که آنی مشکل را حل کنید، فقط باید با دقت تمام به آن توجه کنید و نفس خود را خالی کنید. این توجه، به نوبه خود شما را آرام‌تر کرده و از شدت احساسات منفی شما می‌کاهد.

اگر از دست کسی عصبانی هستید، چه یکی از دوستان نزدیکتان باشد، چه راننده ای که در خیابان بد رانندگی می‌کند، به این فکر کنید که آن‌ها هم به اندازه شما در حال اذیت شدن هستند. به اطرافیان خود به چشم یک کودک 5 ساله نگاه کنید که به شدت آسیب پذیر است. شما نسبت به این کودک 5 ساله حس ترحم و همدردی دارید؛ او با وجود تمام بی توجهی‌ها، ترس‌ها، خشم‌ها، حسدها، اضطراب‌ها و ناکامی‌ها بزرگ شده است.

شاید خودتان هم با یک چنین مشکلاتی در زندگی مواجه شده باشید، خیلی سخت است، اما حقیقت دارد. در هر حال تحت هر شرایطی که احساس عصبانیت به شما دست داد، فوراً یک نفس عمیق بکشید. لازم نیست دیگران را به خاطر کارهای بدی که انجام می‌دهند، ببخشید، اما نسبت به افرادی که عصبانی هستند، قدری رحم داشته و نسبت به آن‌ها دلسوزی کنید چرا که آن‌ها نیز در رنج و عذاب به سر می‌برند. این کار به نوبه خود سبب می‌شود تا در حد بسیار زیادی از رنج و اندوه شما کاسته شود و می‌تواند نقش سازنده ای داشته و آثار مخرب خشم را بر روی شما از میان بردارد. برخی از افراد هستند گه گرایش شدیدی به «تقلب» کردن در رژیم‌های غذایی‌شان دارند.

اولین کاری که باید انجام دهید این است که «هوس» را از خودتان دور کنید. اگر شما به دنبال موارد منفی در زندگی خود نیستید، بهتر است که در حوالی آن‌ها هم ظاهر نشوید تا بر روی شما نتوانند کوچک‌ترین تاثیری بگذارند. اگر غذایی مقابلتان قرار گرفت که نمی‌دانستید که آیا می‌توانید از خوردن آن صرف نظر کنید، یک لحظه صبر کنید، نفس عمیقی بکشید، و بعد تصمیم بگیرید. گاهی اوقات ممکن است که برای مدت زمان کوتاهی دچار احساسات آنی بشوید، اما تحت هر شرایطی باید بر روی اهدافی که در ذهن می‌پرورانید تمرکز کرده و با برنامه ریزی به جلو بروید. به طور کلی نظر من این است که اگر برای لحظه ای کوتاه به هوس‌های خود خیلی منطقی و عاقلانه فکر کنید، آن‌ها به سرعت رنگ می‌بازند، به ویژه اگر از منبع آن دور شده و یا خودتان را مشغول به انجام کار دیگری کنید.

اگر سعی کنید با اتکا به قدرت‌های فوق‌العاده و ماورای انسانی با آن‌ها بجنگید، مطمئن باشید که با این کار خود فقط آن‌ها را تقویت و تشدید کرده‌اید. دقت داشته باشید – اگر بر روی هر چیزی پوشش بگذارید، چیز دیگری فاش خواهد شد.

زمانی که افراد می‌گویند به دلایل تغییرات احساسی پرخوری می‌کنند، در واقع منظورشان این است که اگر غذا را برداریم در زیر آن یک سری احساسات ناخوشایندی وجود دارد و از آنجایی که فرد تمایلی به رویارویی با آن‌ها ندارد، غذا خوردن را انتخاب می‌کند تا با این کار به نوعی از احساسات اصلی خود فاصله گرفته باشد. درصد عظیمی از اضطراب و استرسی که در افراد مختلف بروز می‌کند به دلیل تفاوت‌هایی است که در واقعیت زندگی و تصورات ذهنی آن‌ها وجود دارد.

به هر حال این جزء طبیعت انسان است که هم باید لذت را تجربه کند و هم زجر و سختی را. حقیقت، حقیقت است و تنها راهی که می‌توانید از طریق آن به جای دیگری بروید این است که موقعیت فعلی خود را قبول کنید و سپس مسیر مورد نظر خود را انتخاب نمایید. درست مانند زمانی که در فروشگاه زنجیره ای ایستاده‌اید و نقشه ای که در مقابلتان وجود دارد به روشنی معین می‌کند که در کجای فروشگاه ایستاده‌اید.

نمی‌توانید جر و بحث کنید که چرا این جا هستید و همچنین نمی‌توانید آرزو کنید که ای کاش در جای دیگری ایستاده بودید. به هر حال موقعیت فعلی‌تان اینجاست و باید آنرا بپذیرید. حقیقت را همان‌طوری که هست بپذیرید و اولین گام را دقیقاً از جایی بردارید که در حال حاضر در آن قرار گرفته‌اید. البته منظور ما این نیست که مشکلاتتان دقیقاً در همان نقطه ای که بروز می‌کنند، حل نمایید. فقط باید اطلاعات جامع و کاملی در مورد کلیه احساسات خود داشته باشید و واقعیات زندگی را پذیرا باشید.

حل مشکلات هم به نوبه خود نیازمند توجه و آگاهی است، اما صرفاً نیازمند مدت زمان بیشتری می‌باشد. اگر از ایمان و عقیده‌ی بالایی برخوردار باشید، می‌توانید تلاش کرده و در کنار آن دعا کنید و نتیجه را به خدا بسپارید. همچنین می‌توانید موقعیت فعلی خود را به خوبی تجزیه و تحلیلی کرده و گزینه های مختلفی را که در پیش رویتان قرار دارد، بسنجید؛ همیشه به این نکته دقت داشته باشید که در هر لحظه ممکن است گزینه های جدیدی در مقابلتان سبز شوند که قبلاً به ذهنتان نرسیده باشند. در هر صورت سعی کنید که با دید مثبت به مسائل نگاه کنید و خشم و غرور و یک چنین خزعبلاتی را کنار بگذارید و تبدیل به فردی شوید که خودتان از او قدردانی و تشکر می‌کنید. به هر حال از هر مطلبی که رنج می‌برید، و احساسات شما هر چه که هستند، سعی کنید از آن‌ها فرار نکنید. تا کی می‌خواهید این کار را انجام دهید؟ سعی کنید به چشم یک میهمان به آن‌ها نگاه کرده و به آن‌ها خوش آمد بگویید تا بهتر بتوانید آن‌ها را درک کنید. فقط نفس بکشید، در کنار احساسات خود بنشینید، آن‌ها را بازبینی کرده و به آن‌ها لبخند بزنید.

این کار را فقط برای چند روز انجام دهید و نه بیشتر، آن وقت می‌بینید که احساسات منفی‌تان دیگر هیچ گونه انرژی نخواهند داشت تا شما را آزار دهند. دیگر تمایلی به سرکوب کردن احساسات خود نخواهید داشت، با پرخوری بر روی آن‌ها در پوش نخواهید گذاشت؛ فقط آن‌ها را شناسایی کرده و از همان نقطه شروع به حل کردنشان می‌کنید.

زمانی که اقدام به شناسایی اعمال خود می‌کنید، دیگر این احساساتتان نیستند که بر شما غلبه می‌کنند و به خوبی متوجه می‌شوید که شما چیزی بالاتر از احساساتتان هستید. به راحتی می‌توانید به غم و اندوه خود لبخند بزنید، می‌توانید به خشم و عصبانیت خود لبخند بزنید، آن‌ها دیگر جزئی از وجودتان هستند و در عین حال شما خیلی بالاتر از آن‌ها هستید. اگر نسبت به آن احساس کاملاً طبیعی داشته باشید می‌توانید در کنار آن نشسته و بر این باور باشید که مانند میهمان می‌آیند و می‌روند.

در مورد آن‌ها از خود سؤال بپرسید، دعا کنید، در مورد راه‌های سازنده ای که می‌توانید شرایط را تغییر دهید فکر کنید، ببخشید، عذرخواهی کنید، نفس عمیق بکشید، بر روی دم و بازدم خود تمرکز کنید و سعی کنید که به طور کلی تبدیل به انسان بهتری شوید. زمانی که موقعیت فعلی خود را بپذیرید، آن وقت می‌توانید به راحتی تصمیم بگیرید که به کدام سمت می‌توانید بروید. اوه خدای من احساس می‌کنم هیپی* شدم.

*هیپی: فردی که قواعد و شرایط قراردادی و متداول زندگی را نمی‌پذیرد و خواستار داشتن یک زندگی سرشار از عشق و صلح است.

 

 

  موضوع: روانشناسی, متافیزیک | برچسب ها : ,
   تاريخ:۹۰/۰۷/۱۸   ساعت:۱۲:۳۹ بعد از ظهر ۱ نظر

پست هاي مرتبط

یک دیدگاه برای “نقش کنترل احساسات در ابعاد مختلف زندگی”

  1. سولماز گفت:

    relaxam vali dar baten daghon misham

نظر شما چیست ؟