عكسهايي از هان هي جين بازيگر سريال افسانه جومونگ
اگر سريال تلوزيوني افسانه جومونگ رو دنبال ميكنيد كه اخيرا هم طرفداراني پيدا كرده حتما دوست داريد كه عكسهايي از هان هي جين دختر تاجر معروف سريال رو ببينيد...
+ تاريخ: پنجشنبه 1387/09/14 ساعت: 1:45 نويسنده: محمد موضوع: چهره ها ( )
عكس و مصاحبه با مصطفي زماني بازيگر سريال يوسف پيامبر
هفته های اخیر سریال حضرت یوسف در حال پخش شدن است ، سریالی که مورد توجه عموم مردم قرار گرفته است ، فیلمی که در آن زلیخا عاشق حضرت یوسف میشود شايد دوست داشتيد كه چهره واقعي يوزارسيف يا بازيگر نقش حضرت يوسف را ببينيد. در زير عكس مصطفي زماني بازيگر نقش حضرت يوسف را ميبينيد همچنين مصاحبه مفصلي كه با وي شده را هم از دست ندهيد....
مصطفی زمانی متولد سال 1361 و دانشجوي رشته مديريت است و براي ايفاي اين نقش آموزشهاي مختلفي را ديده و با حضور در كلاسهاي ورزشي و بدنسازي فيزيك خود را به اين نقش نزديك كرده است.
دنبال يك زندگي راحت هستم
تا مي گويي يوسف، همه چهره اي را مجسم مي كنند كه با ديدنش اگرچاقو به دست داشته باشي حتماً دستت را خواهي بريد. ازاين قصه كه بگذريم، با خودم فكرمي كردم پيدا كردن يوسف ازميان خيل چشم رنگي هايي كه عرصه سينما را به دست گرفته اند خيلي هم نبايد سخت باشد.
يوسفي كه ازميان 3 هزارنفربراي مصاحبه مي آيد نيزيكي ازهمان چشم رنگي هاست كه با مو و ريش بلندش بيشترمرا به ياد مسيح مي اندازد. او خيلي اتفاقي گذارش به شهرپر وسوسه و خيال انگيزسينما افتاده و هنوز روزهاي دوست داشتني و دشوارشهرت براي او از راه نرسيده است. به همين خاطرمي شود هر جايي نشست و با او از يوسفي حرف زد كه به قول خودش هيچ شباهتي به آن كه حالا مي بينيم ندارد.
گويا مو و چشم هاي رنگي اش را تيره كرده اند، مي گويد: زيبايي را گرفته اند تا معصوميت ببخشند.
دلش نمي خواهد او را از گروه همان چشم رنگي هايي ببينيم كه راه دشوارسينما را به خاطرزيبايي چهره شان يك شبه پيموده اند. مي گويد به ضابطه معتقد است و بيش از آن به سرنوشت.
ما هم نمي خواهيم مثل برخي منتقدان كه او را نا بازيگرشهرستاني معرفي كرده و[به قول خود زماني] با سليقه اي عمل كردن كينه خود را دردل او نشانده اند، بازيگري اش را به بوته ي نقد بكشانيم. مي نشينيم به انتظار و نقدها را مي گذاريم براي بعد. بازيگري بي شك مهارتي نيست كه بشود داشتن يا نداشتن را درچهره ي او جستجو كرد.
يوسفي كه حالا مي بينيم جوان 23 ساله اي است اهل فريدون كنار. اوشبيه همه جوان هاي دور و برم لباس پوشيده و يك غرورپنهاني را درتكان دادن هاي دست و حتي نگاه كردنش به آدم هاي ميزكناري مي بينم. تعجب نمي كنم وقتي مي گويد دو تا دوست بيشترندارد وهمكلاسي هايش مي گويند: فلاني به زمين هم فخر مي فروشد.با مصطفي زماني دريك شب زمستاني گفتگومي كنم. تا به خانه برسم به يوسفي فكرمي كنم كه تصويري كردن حقيقت زيبايي اش بي شك كار دشواري است ( كه شايد ازعهده ي هيچكدام ازاين خيل چشم رنگي ها برنيايد).
ازبين چند كانديدا انتخاب شديد ؟
اطلاع داشتم براي نقش يوسف تست مي گيرند. حتي يك بار ازجلوي دفتراين پروژه رد شدم، اما نرفتم تست بدهم. هفته بعد يكي ازدوستانم عكس مرا به آقاي سلحشورنشان داده بود و با پيشنهاد او 7 ارديبهشت 83 اولين تست را دادم و3 روزبعد دو تا ازسكانس هاي سريال را ازمن تست گرفتند كه بعدها فهميدم سخت ترين سكانس ها بوده است. پس ازيك ماه، تست گريم دادم بعد با من قرارداد بستند با اين شرط كه اگركانديداي بهتري پيدا شد، با نظركارگردان من كناربروم. تا آنجا كه اطلاع دارم ازحدود 3 هزارنفرتست گرفتند و زماني من را انتخاب كردند، گفتند تنها كانديدايي هستي كه روي آن اتفاق نظردارند. ازتاريخ عقد قرارداد يعني تيرماه 83 تا شروع فيلمبرداري دراوايل بهمن همان سال، شرايط بسيارسختي داشتم. برخي عوامل اصلي كارسعي درانتخاب يكي ازبازيگران حرفه اي داشتند. حتي مدتي دنبال يك بازيگرخارجي گشتند. ولي همه ما مي دانيم كه تجربه ساخت فيلم مصائب مسيح توسط مل گيبسون ثابت كرد ايفاگرنقش پيامبربايد يك بازيگرناشناخته باشد. آدمي كه روي او ذهنيت خاصي وجود ندارد. به هرحال ازآنجا كه بازيگري براي من آنقدراهميت نداشت كه به خاطرآن ازهمه چيزبگذرم، باهمه اينها كنارآمدم. من به مفهوم واقعي عاشق بازيگري وشهرت نبودم، به هرحال يا بازي مي كردم يا نمي كردم.
با جلساتي كه گذاشتند وحمايت هاي آقاي سلحشور رفتم جلوي دوربين پس ازيك هفته هم بازيگرثابت اين نقش شدم. الان هم حدود يك سال است كارمي كنم.
از نظرخودتان هم بهترين گزينه بوديد ؟
من حس مي كنم اين نقش نيازبه كسي دارد كه بدون توجه به دوربين وعوامل پشت صحنه حرف بزند كه اين كارسختي است. آنهايي كه حرفه اي هستند نا خودآگاه مجبورند به اين چيزها توجه كنند. صحنه هايي بود كه احساس مي كردم فقط بايد با دلم حرف بزنم . خيلي جاها من اصلاً به كاراكترفكرنمي كردم. او را بازي نمي كردم، خودم بودم. حس مي كنم براي اين كارنيازبه آن داريم كه درونمان را قوي كرده باشيم ومن اين كاررا پيشترانجام داده بودم. شايد به خاطرنوع زندگي اي كه خداوند برايم رقم زده است. البته به نظرمن يك بازيگرحرفه اي نمي تواند اين نقش رابراي مردم ارائه كند. من براي مردم بازي مي كنم. اصولاً نقش پيامبر را بايد براي مردم بازي كرد.
+ تاريخ: پنجشنبه 1387/08/30 ساعت: 12:0 نويسنده: محمد موضوع: چهره ها ( )
همه چيز در باره باراك اوباما
اوباما كيست ؟"باراک حسین اوباما" عضو حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا و سناتور جوان ایالت ایلینویز در انتخابات سراسری این کشور به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهوری آمریکا برگزیده شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، اوباما از سال 2007 با برپایی مبارزات انتخاباتی برای ریاست جمهوری، خود را به عنوان کاندیدای حزب دموکرات و به عنوان یک چهره سیاسی ملی در آمریکا مطرح و در 3 ژوئن سال 2008 با کنار زدن هیلاری کلینتون تنها رقیب جدی خود در کنگره ملی حزب دموکرات به عنوان نامزد این حزب معرفی شد.

زندگینامه اوباما:
باراک حسین اوباما 4 اوت 1961 در ایالت هاوایی از پدری کنیایی و سیاهپوست و مادری سفیدپوست اهل ویچیتا ایالت کانزاس متولد شد، اما در نهایت این ازدواج منجر به جدایی شد.
زمانی که او شش ساله بود، مادرش با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و خانواده دسته جمعی راهی جاکارتا شدند.
بعدها باراک اوباما برای تحصیل بیشتر و زندگی با پدربزرگ و مادربزرگش به هاوایی بازگشت. وی در 1983 لیسانس علوم سیاسی با گرایش روابط بین الملل را از دانشگاه کلمبیا نیویورک به دست آورد و پس از آن به شیکاگو نقل مکان کرد. در سال 1988 پس از چند سال کار در شیکاگو با گرفتن وام تحصیلی وارد دانشکده حقوق دانشگاه هاروارد شد. سرعت پیشرفت وی در آنجا چنان شتاب پیدا کرد که در سال دوم تحصیل خود به ریاست نشریه مشهور قانون هاروارد انتخاب گردید و نخستین رئیس سیاهپوست این نشریه حقوقی شد.
اوباما خیلی زود دکترای حقوق خود را از دانشگاه هاروارد با کسب درجه ممتاز دریافت نمود.
اوباما پس از هاروارد به شیکاگو بازگشت و به عنوان یک وکیل حقوق مدنی مشغول فعالیت شد و دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو بلافاصله از او سریعا بعنوان یک هیئت علمی جدید استخدام بعمل آورد.
زندگی سیاسی:
اوباما در 4 ژانویه 2005 وارد سنا شد. با وجود تازه وارد بودن در واشنگتن او گروهی از مشاوران خبره را که معمولاً سناتورهای تازه کار به آن توجهی نمیکنند به کار گرفت. وی "پیت رز"، سیاستمدار کهنه کار ملی را به عنوان رئیس ستاد خود انتخاب و همچنین "کارن کورن بلو" اقتصاددان را به عنوان معاون سیاسی خود منصوب کرد. وی همچنین مسئولان اجرایی پیشین کلینتون، "آنتون لیک" و "سوزان رایس" را به عنوان مشاوران سیاست خارجی خودش برگزید.
اوباما پنجمین آفریقایی آمریکایی است که به سنا راه پیدا کرده و همچنین سومین آفریقایی آمریکایی است که با رأی بالا به عنوان سناتور برگزیده شده است. اوباما در فوریه سال 2007 در ایالات ایلینوی در یک سخنرانی اعلام کرد نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 خواهد بود.
ستاد انتخاباتی وی موفق به جلب 54 میلیون دلار از حامیان در نیمه نخست سال 2007 شد که رکوردی در جلب سرمایه نسبت به انتخابات سالهای پیش از آن بود. نظرسنجیها نشان داد که او با سناتورهیلاری کلینتون دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری حزب دموکرات رقابتی تنگاتنگ دارد. همچنین او در انتخابات مقدماتی مجمع حزب دموکرات در ایالت آیووا نفر اول شد و در ایالت نیوهمشایر با اختلاف 3 درصد بعد از سناتور کلینتون در جایگاه دوم قرار گرفت که سرانجام این روند منجر به پیروزی او به عنوان نامزد دموکرات شد.
پس از پایان انتخابات اولیه در حزب دموکرات، رقابت او با مک کین برای رسیدن به کرسی ریاست جمهوری آغاز شد.
جان مک کین اوباما را به بی تجربگی در سیاست خارجی متهم کرد و در مقابل اوباما نیز در اظهارنظری مک کین را جیره خوار شرکتهای نفتی دانست.
اما این اتهامات از سوی جمهوریخواهان با توجه به افزایش بحران مالی و دیدگاه منفی آمریکا به بوش و جمهوریخواهان راه به جایی نبرد و اوباما به پیروز انتخابات بدل شد.
اوباما در سخنرانی خود در 4 ژوئن 2008 بدون توجه ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران گفت: "اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ "هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد"
موضع گیریهای سیاسی:
اوباما از اولین مخالفان سیاستهای دولت بوش در عراق بوده است. در دوم اکتبر 2002 روزی که کنگره مصوبه جنگ عراق را تصویب کرد و به دولت بوش مجوز جنگ را داد، اوباما در جمع کثیری از مخالفان جنگ عراق در شیکاگو سخنرانی کرد.
در 16 مارس 2003، هنگامی که جرج بوش اولتیماتوم 48 ساعته ای به صدام حسین برای خروج از عراق یا مواجهه با جنگ داده بود، اوباما در بزرگترین اجتماع ضد جنگ در شیکاگو سخنرانی کرد و اظهار داشت که هنوز برای جلوگیری از وقوع جنگ دیر نشده است.
این مسئله او را از سایر رقبایش در انتخابات سنا در سال 2004 که به جنگ رای مثبت داده بودند متمایز کرد و او به عنوان یک سناتور با مواضع لیبرال جایگاه خود را متمایز کرد.
موضع گیری در برابر ایران:
باراک اوباما در ژوئن 2007 طرحی را به مجلس آمریکا ارائه داد که سرمایه گذاران خارجی را به خروج سرمایههای خود از ایران تشویق میکند.
به ادعای سناتور اوباما دولت ایران از درآمدهای نفتی برای توسعه برنامه هسته ای خود و حمایت از گروههای تروریستی در خاورمیانه استفاده میکند و اعمال فشار بر شرکتها برای قطع روابط مالی با جمهوری اسلامی اثر تحریمها را افزایش میدهد.
وی در سخنرانی خود در نشست کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل موسوم به ایپک در 4 ژوئن 2008 بدون توجه ماهیت صلح آمیز برنامه هسته ای ایران گفت: "اگر به ریاست جمهوری برگزیده شود؛ "هرکاری را که از دستش برآید خواهد کرد تا ایران به سلاح اتمی دست نیابد". اوباما طرفدار مذاکره با ایران در سطح عالی و حتی مذاکره با رییس جمهور ایران است.
موضع در برابر اسرائیل:
رژیم صهیونیستی از مسائل مهمی است که تمامی سیاستمداران آمریکایی اعم از جمهوریخواه و دموکرات باید موضعی روشن در برابر آن اعلام کنند.
نشست کمیته امور عمومی آمریکا- اسرائیل موسوم به ایپک از جمله مجامعی است که سیاستمداران و نامزدها در آن به سخنرانی پرداخته و موضع خود را در مورد اسرائیل اعلام می کنند.
اوباما که بیت المقدس را پایتخت جدایی ناپذیر رژیم اسرائیل می داند در سخنرانی خود در ایپک حمایت بی چون چرای خود را از رژیم صهیونیستی اعلام کرد.
وی همچنین در موضعی خصمانه ایران را بزرگترین خطر برای اسرائیل و همچنین آرامش و ثبات در منطقه خاورمیانه خواند و مدعی شد: "خطر ایران، شدید و واقعی است و هدف من این خواهد بود که این خطر را از پیش پا بردارم".
+ تاريخ: شنبه 1387/08/18 ساعت: 13:19 نويسنده: محمد موضوع: چهره ها ( )
گفت و گو با پوريا پور سرخ بازیگر سینما و تلوزیون
از شكل ورودتان به سينما شروع كنيم؛ پيش از آغاز كار حرفهاي در سينما دوره بازيگري ديده بوديد يا در كلاسهاي خاصي شركت كرده بوديد؟
در مؤسسه كارنامه در خدمت استاداني مثل آقاي پرستويي دوره بازيگري ديدهام.
اولين كار شما به عنوان بازيگر با محمدحسين لطيفي بود. با ايشان از چه طريقي آشنا شديد؟
در يك سمينار سينمايي. چون در آن مقطع دوست داشتم بازيگري را تجربه كنم، اولين كارم را با ايشان شروع كردم. دو سال و نيم پس از آشنايي با آقاي لطيفي، ايشان ميخواستند مجموعه فرار بزرگ را بسازند و نقش كوچكي هم به من پيشنهاد كردند. اين آشناييها مقدمهاي بود براي اينكه وارد سريال وفا بشوم. البته قبل از آن هم مدتي در خدمت آقايان امجد و رحمانيان تمرين تئاتر ميكردم.
بعد از وفا در مجموعه تلويزيوني صاحبدلان بازي كرديد و الان هم كه در روز سوم بازيگر فيلمي از محمدحسين لطيفي هستيد. دليل اين همكاري مستمر چيست؟ 
مسأله درك متقابل است. همكاري مستمر بازيگر و كارگردان يا يك گروه بازيگر، نويسنده و غيره اتفاقي معمولي است كه در پشت صحنه ايجاد ميشود. در تئاتر اين همكاري بيشتر شكل ميگيرد و منجر به تشكيل گروههاي تئاتري ميشود. در سينما هم ميشود به اين همكاريهاي گروهي مستمر رسيد.
بين شما و لطيفي چه هماهنگي و اشتراكي بوده كه به تداوم همكاريتان كمك كرده است؟
نوع بازيگرفتن ايشان را بسيار ميپسندم. به شكل غيرمستقيم و با عنوانكردن مسائلي كه بازيگر خودش هم متوجه نميشود، بازيگرداني ميكنند. من هم سعي ميكنم اين نكات را ياد بگيرم و شاگرد بدي براي ايشان نباشم.
+ تاريخ: دوشنبه 1387/03/20 ساعت: 16:48 نويسنده: محمد موضوع: چهره ها ( )
همه چيز در باره حسين پناهي
حسین پناهی بازیگر نبود،خودش بود.پشت دوربین و جلوی دوربین برایش تفاوتی نداشت.او همانقدر که با بقالی سرکوچه اش راحت بود ممکن بود با برتولوچی راحت باشد.قالب بازي هايش هم همين بود.جهان غريب او همانقدر جلوي دوربين عيان مي شد كه روي صحنه تئاتر،كه بر دفتر شعر.کارگردانهای سینمای ایران هم این موضوع را می دانستند و بر اساس قالب شخصیتش فیلمنامه می نوشتند.او كه در اوايل دهه۶۰با ترک معلمی و طلبگی سر از آموزشگاه بازيگري آناهيتا در آورده بودزير دست استاد مهرداد اسكويي با عناصر نمايشي و بازيگري آشنا شد و "دو مرغابي در مه" به مخاطبان معرفي اش كرد."گال" گرچه گام نخست پناهي در سينما به شمار مي آيد و از همان ابتدا توانائي اش در ارائه شيوه خاص بازيگري اش رابه رخ مي كشد اما تله تئاتر "دو مرغابي در مه" از آن جهت اهميت پيدا مي كند كه شخصيت "الياس" به شدت به خودش و جهان ذهني اش نزديك است.پناهي در سالهاي بازيگري اش ۱۷ فيلم و چند سريال و تئاتر صحنه اي بازي كرد كه در همه آنها نقش واحد خودش را بازي مي كرد.يقينا هيچ كسي نمي توانست نقش هايي كه براي او نوشته مي شوند بازي كندنقش هايي همچون اوينار،مرد ناتمام،سايه خيال و ...
دوشنبه شب(۱۹آذر) بينندگان تلويزيون ايران شاهد پخش دومين قسمت از سريال "روزگار قريب" كار ارزشمند كيانوش عياري بودند.اثري كه آخرين فعاليت بازيگري حسين پناهي به شمار مي آيد.پناهي در اين سريال نقش دستيار حكيم نابيناي روستاي گركان را بازي مي كند كه مثل همه كارهايش ديدني است.او در اين كار هم شخصيتي شوخ و شنگ دارد كه با زبان تلخ خود قلب پاكش را به رخ اهالي روستا مي كشد.پناهي با بداهه پردازي هاي هميشگي به ايفاي نقش خود مي پردازدو در اينجا هم گويش و تون صدايش به خدمت شخصيت "لطفعلي" مي آيد.
حسين پناهي سه سال است از ميان ما رفته است.در اين مدت تعداد زيادي از هنرمندان سينما چشم از جهان فرو بسته اند اما نبود پناهي در سينماي ايران به خوبي به چشم مي آيد.شايد نتوان جايگزيني براي او پيدا كرد،اما همين آثار باقي مانده مي تواند غم غربت او را در دل علاقه مندانش بكاهد.عياري با انتخاب پناهي در سريال "روزگار قريب" اداي دين خوبي به او كرده است.اين بازيگر دژكوهي در ۴۸ سالگي رفت.وي نيمي از زندگي كوتاهش گرفتار معصوميتش بود و در نيم ديگر خلاقانه شعر گفت،نمايشنامه نوشت،بازي كرد و ...به یک معنا شوريدگي كرد.او زنده است چون سينما بخشي از زندگي است،خودش در قطعه اي گفته است: ما زنده ايم چون بيداريم/ما زنده ايم چون مي خوابيم/ ورستگار و سعادتمنديم/زيرا...
حسين پناهي ـ تولد:۱۳۳۵،درگذشت:۱۷ مرداد۱۳۸۳.فيلمها:گال،گذرگاه،هي جو،ناروني،درمسيرتندباد،ارثيه،راز كوكب،مهاجران،سايه خيال،چاووش،اوينار،هنرپيشه،مردناتمام،روز واقعه،آرزوي بزرگ،قصه هاي كيش(اپيزود كشتي يوناني) و بابا عزيز.سريالها:گرگ ها،رعنا،روزي روزگاري،امام علي،آژانس دوستي، دزدان مادربزرگ و...
گفته هاي ناگفته از حسين پناهي در نامه اي از حسين پناهي به سايت سوره
در كودكي نمي دانستم كه بايد از زنده بودنم خوشحال باشم يا نباشم. چون هيچ موضعگيري خاصي در برابر زندگي نداشتم. فارغ از قضاوت هاي آرتيستيك در رنگين كمان حيات ذره اي بودم كه مي درخشيدم.
آن روزها ميليونها مشغله دلگرم كننده در پس انداز ذهن داشتم. از هيأت گلها گرفته تا مهندسي سگها، از رنگ و فرم سنگها گرفته تا معماي باران ها و ابرها. از سياهي كلاغ گرفته تا سرخي گل انار، همه و همه دل مشغولي هاي شيرين ساعات بيدارم بودند.به سماجت گاوها براي معاش. زمين و زمان را مي كاويدم و به سادگي بلدرچين ها سر مي شدم. گذشت ناگزير روزها و تكرار يكنواخت خوراكي هاي حواس، توقعم را بالا برد. توقعات بالا و ايده هاي محال مرا دچار كسالت روحي كرد و اين در دوران نوجوانيم بود. مشكلات راه مدرسه، در روزهاي باراني مجبورم كرد به خاطر پاها و كفش هايم به باران با همة عظمتش بدبين شوم و حفظ كردن فرمول مساحت ها، اهميت دادن به سبزه قبا را از يادم برد.
هرچه بزرگتر شدم به دليل خودخواهي هاي طبيعي و قراردادهاي اجتماعي از فراغت آن روزگار طلايي دور و دورتر افتادم. اين روزها و احتمالاً تا هميشه. مرثيه خوان آن روزها باقي خواهم ماند.
تلاش مي كنم به كمك تكنيك بيان، و با علم به عوارض مسموم زمان. آن همه حركت و سكون را بازسازي كنم. و بعضاً نيز ضمن تشكر و سپاس از همه همنوعان زحمتكشم كه برايم تاريخ و تمدن ها ساخته اند گلايه كنم، كه مثلاً چرا بايد كفش هايمان را به قيمت پاهايمان بخريم و چرا بايد براي يك گذران سالم و ساده، خود را در بحران هاي دروغ و دزدي ديوانه كنيم. چرا بايد زيبايي هاي زندگي را فقط در دوران كودكيمان تجربه كنيم حال آنكه ما مجهز به نبوغ زيباسازي منظومه هاييم.
در مقايسه با آن ظلمات سنگين و عظيم «نبودن» ، بودن نعمتي است كه با هر كيفيتي شيرين و جذاب است. بدبيني هاي ما عارضه هاي بد حضور و ارتباطات ماست.
فقر و بيماري و تنهايي مرگ ما، هيچ گاه به شكوه هستي لطمه نخواهد زد. منظومه ها مي چرخند و ما را با خود مي چرخانند. ما، در هيأت پروانة هستي، با همه توانايي ها و تمدن هايمان شاخكي بيش نيست. براي زمين، هفتاد كيلو گوشت با هفتاد كيلو سنگ تفاوتي ندارد.
يادمان باشد كسي مسئول دلتنگي ها و مشكلات ما نيست اگر ردپاي دزد آرامش و سعادت را دنبال كنيم سرانجام به خودمان خواهيم رسيد كه در انتهاي هر مفهومي نشسته ايم و همه چيزها تلنبار مربوط و نامربوط را زير و رو مي كنيم. به نظر مي رسد، انسان آسانسورچي فقيري است كه چرخ تراكتور مي دزدد. البته به نظر مي رسد!
حرفهای اکبر عبدی در مراسم بزرگداشت حسین پناهی در یاسوج
سينما - سرفیلم دیالوگها را مینویسند و از چند وقت قبل به ما میدهند که بخوانیم وحفظ کنیم ولی باز هم اشکال داریم، چه برسد به سخنرانی!
متاسفانه یا خوشبختانه من حرف زدن خیلی خوب بلد نیستم به دلیل این که من تراشکاری و قالبسازی خواندم و سواد آکادمیک ندارم و الان هم اگر قراره وقت شما را بگیرم، یک بخاطر این که دستور دادهاند و دو، این که احساسات درونم را در مورد حسین عزیز یک جوری برای همشهریانم و هم محلهایهای حسین بگم.
ضمن عرض سلام خدمت همه حسین دوستای عزیز و خدمت همه مردم شریف و هنردوست و هنرمند یاسوج. استاد کاویانی گفت ماها اولین بار کجا با حسین عزیز آشنا شدیم. من نقش بابای حسین را بازی میکردم در محله بهداشت و حسین هم نقش پسر من را بازی میکرد و هر دو بشر اولیه میشدیم. شاید به دلیل این که جفتمون درون کودک و سادهای داشتیم. این انتخاب صورت گرفته بود البته حسین از من خیلی شریفتر بود.
من چون هفت سال توی بازار شاگردی کردم یک سری زبلیها و سیاستهایی دارم ولی حسین خیلی آدم شریفی بود. ما به اتفاق استاد کاویانی و مرحوم ژیان و بقیه دوستان بیشتر محو شخصیت حسین شده بودیم که این آدم چقدر بینیاز است و چقدر راحت زندگی میکند. بشر از وقتی که حس نیاز میآید سراغش، دیگه برای خودش زندگی نمیکند و در خدمت اون نیاز است. از روز اولی که حسین را شناختم این حس نیاز را در خودش کشته بود و اصلا نیازی نداشت. شاید جالب باشد براتون بدانید که حسین در تهران چطوری زندگی میکرد. یادم میآید یک روز به اتفاق حسن میرباقری سراغش رفتیم. توی محله مجیدیه توی یک اتاق یک چراغ والور داشتند که هم روش غذا گرم میکردند و هم چایی درست میکردند و هم برای گرم کرد. اتاق استفاده میکردند. درست زمانی بود که گفتوگوی من و نازی را کار کرده بود یا فیلم سایه خیال را بازی میکرد. یک آدم هنرمند مثل حسین نباید زندگی مادیاش اینگونه بود.
تا جایی که میدانید هراز گاهی از زن و بچه دور بود. میگفت روی شغل وامونده ما نمیشه حساب کرد اکبرجون، مثل مقنیها میمونیم یه وقتهایی کار هست ولی از پاییز به بعد باید برویم زیر کرسی تخمه بشکنیم و منتظر زنگ در بمونیم، چون حسین تلفن هم نداشت.
رسید به جایی که بهش جایزه دادند برای یک فیلمی، سه دنگ یک خانهای را که از کرج فاصله داشت خرید. آب گرمکن نداشت، ولی همیشه خوشحال بود، اگه پولی داشت با رفیقهاش میخورد. یک روز سر سریال بودیم. هوا هم خیلی سرد بود. از ماشین پیاده شد بدون کاپشن، گفتم حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما میخوری؟! گفت: کاپشن قشنگی بود نه؟
گفتم، آره گفت من هم خیلی دوستش داشتم ولی سر راه یکی را دیدم که اون هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت، من فقط دوستش داشتم.
ما از هنرمند انتظار داریم صادق باشه، انسان باشه و خاکی باشه. بعضی وقتها هنرمند بودن به آدم بودنه و سخت است هنر انسان بودن. من سه سال پیش رفتم مکه و با خدا صحبت کردم، گفتم خدایا من یه قولی میدهم ولی نمیتونم صد در صد قول بدهم، نود درصد سعی میکنم دروغ نگم؛ آقا اینقدر سخته، اینقدر سخته که بعضی وقتها میگویم خدایا من میآیم پیشت توبه کنم؛ آخه نمیشه! حسین آدم بسیار راستگویی بود و اصلا حس نیاز نداشت. درون کودکش را هیچوقت اجازه نداده بود که بزرگ بشه چون آدم وقتی بچه است تمام زندگیاش با یک شکلات این ور و اون ور میشود. ما میتوانیم ساعتها راجع به خصوصیتهای شیرین حسین حرف بزنیم، ولی چه فایده حسین که زنده نخواهد شد.
به نظر من دست به دست بدهیم کاری کنیم که وقتی آدمهایی مثل حسین از پیش ماه میروند ما روسیاه و خجالت زده نباشیم. چرا باید برای حسین ماشین پراید سوار شدن آرزو باشد. بعد از کار آقای لیالیستانی یک پراید میخرد و ... متاسفانه وقتی حسین فوت کرد من کانادا بودم و سه چهار هفته است که آمدم، آنجا که شنیدم به قول آقای کاویانی باورنکردنی بود. چون حسین آدمی نبود که حسود باشد، آدمی نبود که حرص داشته باشد، چون آدمهایی که اینطوری هستند ممکنه سکته بکنند ولی آدمی مثل حسین چرا؟!!
بیشتر با خودم هستم؛ سعی میکنم دروغ نگم، سعی میکنم سالم باشم، سعی میکنم عاشق باشم، سعی میکنم اگر یه روزی نتوانستم مثل حسین باشم حداقل ادای حسین و آدمهای مثل حسین را دربیاورم. چون دنیای ما به قدری صنعتی و مزخرف شده که بشر خسته است و افسرده، مرض قند بیداد میکند، جوانهامون ناخنهاشون را میخورن، دست و پاشون را تکان میدهند ... میگن وای به روزی که بگندد نمک، من که باید بخندانم مرض قند گرفتم بنابراین سعی کنیم که عاشقانه هم دیگر رو دوست داشته باشیم و به همدیگر دروغ نگوییم. ما با اونور آبیها فرقمان توی معرفت و انسانیتمون است. دلم میخواست برای عروسی بچههای حسین میآمدم ولی خب قسمت این بود که اینطوری خدمت شما برسم. دلم نمیخواست گریه کنم ولی دست خودم نبود ... نوکر همه شما. انشاءالله که همیشه شاد باشید.
+ تاريخ: سه شنبه 1387/03/14 ساعت: 11:45 نويسنده: محمد موضوع: چهره ها ( )
بیوگرافی و زندگينامه مهران مدیری
بیوگرافی مهران مدیری*در دبیرستان دلگشای تهران تحصیل کرده است.
*دوران مدرسه شاگرد خوبی بود
*برادر بزرگترش در ادبیات و موسیقی فعال است و در ایران زندگی می کند.
*دو برادر دیگرش سالهاست ساکن سوئد هستند.
*دروس زیست شناسی و ادبیاتش فوق العاده خوب بودند.
*گاهی معلم ادبیاتش کلاس را در اختیار او می گذاشت و می رفت.
*سال 1340 متولد شد.
*محل تولدش میدان بروجردی واقع در تهران است.
*در خانواده ای متوسط به دنیا آمد.
*در کودکی بسیار دمدمی مزاج بود.
*یکی از آرزوهایش این بود که زیست شناس شود.
*بر عکس ساخته هایش بیشتر به آثار جدی در فیلم سازی علاقه دارد.
*شروع کار طنز وی بسیار اتفاقی بود و علی عمرانی در واقع پیشنهاد همکاری
در نوروز 72 را به او می دهد.
*سال 1362 در نمایش هملت بازی کرد.
*در یک مجموعه تلویزیونی با خانم ثریا قاسمی کار کرده است.
*چند کار مذهبی در تلویزیون انجام داده بود.
*سال 65 وارد دانشگاه می شود ولی تحصیل را نیمه کاره رها می کند.
*در دوران سربازی عازم جبهه شده و در عملیات های مرصاد و حلبچه هم جنگیده است.
*او می خواست نقاش شود ولی استعدادش را نداشت.
*از صدای خودش لذت می برد.
*معتقد است بیش از انکه شاد باشد آدم غمگینی است.
*علاقه مند به کارگردانی سینما است.
*از شلوغی به سرعت خسته می شود.
*از ویژگی های بازیگری اش مستقیم به دوربین خیره شدن است.
*دارای دو فرزند است.
*معتقد است که شهرت سرطان است.
*پرواز شب اولین جرقه کارگردانی او در کار طنز است.
*با کارگردانی و بازی در ساعت خوش معروف شد.
*متاسفانه حواشی ساعت خوش باعث شد تا سه سال ممنوع الفعالیت شود.
*قرار بود در دو فیلم مسعود کیمیایی با عناوین «ضیافت»و«سلطان»
بازی کند که به علت ممنوع الفعالیت بودن میسر نشد.
*با جنگ نوروز دوباره به تلویزیون بازگشت.
*اولین کنسرت رسمی وی در بهمن ماه 1383 در تهران اجرا شد.
*سال 83 برنده جایزه طوطی طلایی بهترین بازیگر برای نمایش «خرگوش»
شد.
*سال 84 بهترین کارگردان طنز از سوی شبکه 3 انتخاب شد.
*سال 82 برای فیلم سینمایی «همنفس»آواز خواند.
*به تازگی خواننده تیتراژ مجموعه های خودش است
*انتخاب تصنیف قدیمی مجموعه باغ مظفر را به علت علاقه اش به««شجریان»»
انجام داد که پیشتر این تصنیف را اجرا کرده بود.
جالب است بدانید که شقایق دهقان سر صحنه پاورچین با مهراب قاسم خانی
آشنا شد و با هم ازدواج کردند. در حال حاضر صاحب دختری کوچک به نام
نیروانا می باشد. مهراب قاسم خانی از جمله نویسندگان مجموعه طنز های مدیری است...
زندگی نامه مهران مدیری
مهران مدیری متولد دهه 40 در تهران است. او كه در خانواده اي هنردوست به دنيا آمده بود فعاليتهاي هنري خود را از نخستين سالهاي نوجواني شروع كرد و تا قبل از ورود به رشته تئاتر در دانشگاه،در چندين اثر نمايشي به عنوان بازيگر شركت نمود.
تحصيلات آكادميك او در رشته «تئاتر» ،به دليل حضور او در جبهه هاي جنگ، ناتمام ماند اما عشق او به هنرهاي نمايشي ،بار ديگر او را به عرصه نمايش در تئاتر و راديو كشانيد. او تا سال 1372 با نمايشهاي زيادي چون: شوخي، تلگراف، آرسنال، پانسيون، سيمرغ،
هملت، كيسه بوكس و ... روي صحنه رفت. و در اين دوران با
بسياري از بزرگان تئاتر كشور چون «قطب الدين صادقي» و «ميكائيل
شهرستاني» همكار شد.
وي همچنين در اين دوران به عنوان بازيگر در نمايشهاي راديويي «قصه هاي شب» نيزحضور يافت. مديري در سالهاي آغازين دهه 80، نخستين تجربه حضور خود را در برنامه هاي مذهبي تلويزيون تجربه كرد تا آنكه بر حسب اتفاق، وارد وادي «طنز نمايشي» در تلويزيون گرديد. او كه تا پيش از آن تنها يك اثر كمدي نمايشي بنام«پانسيون» را روي صحنه داشت، با نخستين جرقه هاي نبوغ و ابتكار خود در زمينه كمدي در مجموعه هاي تلويزيوني «نوروز72» -در سمت بازيگرـ و «پرواز57» -به عنوان بازيگر و كارگردان- كه دربهار و زمستان 1372، روي آنتن رفته بود به عنوان يك بازيگر كمدي خوش درخشيد. چنان كه يك سال بعد در مقام كارگرداني مجموعه طنز «ساعت خوش» توانست اثري ماندگار را در ژانر كمدي تلويزيوني به نام خود به ثبت برساند. «ساعت خوش» نخستين مجموعه آيتمي طنز در طول تاريخ تلويزيون ايران بود و حواشي این برنامه پربيننده چنان دست و پاگير دست اندركاران آن شد كه تا سه سال امكان فعاليت مجدد تصويري را از آنان گرفت. مهران مديري كه به سبب اين محروميت سه اله، امكان بازي در فيلمهاي مطرح «ضيافت» و «سلطان» مسعود كيميايي را از دست داده بود، در نوروز 77 همزمان با اكران فيلم سينمايي «ديدار» -كه در آن در سمت بازيگر حضور يافته بود- و نيز پخش برنامه طنز «نوروز 77» بار
ديگر به صحنه نمايش بازگشت. او چند ماه بعد با ساختن مجموعهطنز «جنگ 77» كه آغاز دوباره دوران شهرت و محبوبيت او را نويد مي داد، بار ديگر با ساختار شكني در اين ژانر از برنامه هاي تلويزيوني به نوع جديدي از سبك نمايش كمدي رسيد كه مبتني برداستان گويي بود.
كارگرداني مجموعه هاي: ببخشيد شما(1378)،پلاك 14 (1379-1378) ،نودشب (1379) و طنز 80 (نوروز80)، بازي در يك سريال تلويزيوني بنام «دردسروالدين» (1380) و بازيگري و بازيگرداني فيلم سينمايي «توكيو بدون توقف»، كه به نوعي ادامه روندتكميلي تجربه هاي هنري او محسوب مي شد، وي را به چنان پختگي و تجربه رسانيده بود تا بار ديگر اتفاق جديدي را در عرصه كمدي نمايشي ايران به ثبت برساند.
در سال 81، او به همراه همكار نويسنده اش «پيمان قاسم خاني»، قومي را خلق كردند بنام «برره»، اهل ناكجاآبادي به همين نام .
«پاورچين» با طرح معضلات فرهنگي و بيماري هاي اخلاقي ساكنان روستاي خيالي«برره»، رذايل اخلاقي اجتماع و سنتهاي غلط مردم آنرا چنان بي رحمانه به نقد كشيد كه اين مجموعه را بزرگترين اتفاق نمايشي در تاريخ تلويزيون ايران لقب داد و اين تازه آغاز ماجرا بود.
در حالي كه مجموعه تلويزيوني «نقطه چين» آنچنان كه شايسته ي مديري و همكارانش بود مطرح نشد و مجموعه داستاني «جايزه بزرگ» نيز با وجود پربيننده بودن، در حد و اندازه هاي مديري از آب در نيامد، او به گذشته ي برره سفر كرد تا داستان هايي جديد را درفضاي 50 سال قبل ايران روايت كند.
«شبهاي برره» كه در سال 84 ساخته شد و به روي آنتن رفت، جايگاهي بود تا حرفهاي در گلو مانده جامعه به زبان بيايد. از دردها،مشكلات و ناهنجاري هاي فرهنگي مردم ايران كه سالها در قالب سنت ها و آداب و رسوم غلط و بي ريشه دامنگير آنان شده بود.
مديري و گروهش در طي چند ماه سختي ها و ناهمواري هاي زيادي را تحمل كردند و از زير تيغ تيز بي مهري ها، كوته فكري ها، انتقادهاي تند و شايعات بي اساس گذشتند تا «شبهاي برره» بار خود را سالم به مقصد برساند ... و «برره» ماندگار شد...
مهران مديري در كنار علاقمندي هايش به هنر نمايش و كارگرداني و تلاشي كه براي رسيد به جايگاه كنوني اش كرده است همواره به عالم موسيقي نيز عشق و ارادت خاصي داشته است. او با انتشار نخستين آلبوم موسيقي اش در سال 79، در مقام خواننده و نيز در نخستين كنسرت رسمي خود كه در بهمن ماه 1383 در تهران اجرا كرد، با انتخاب هوشمندانه ملودي ها، تصنيف ها و صداي دلنشيني كه از سوي شنوندگان آثارش مقبول افتاده بود، ثابت كرد كه موسيقي را خوب مي شناسد و نيز سليقه مردم هنردوست ايران را !
+ تاريخ: چهارشنبه 1387/01/21 ساعت: 22:30 نويسنده: محمد موضوع: چهره ها ( )
مصاحبه با یکتا ناصر
از نظر کاري اولين شب آرامش براي شما چقدر متفاوت بود؟ناصر : درميان کارهاي تلويزيوني ، نقشي منفي ايفا نکرده بودم و چون اين کار بلافاصله پس از سريال لبه تاريکي به من پيشنهاد و هم پخش شد.... دوست داشتم اين تفاوت نه تنها در نقش ، بلکه در نحوه بازي من نيز به وضوح ديده شود ، از اين رو سعي کردم خودم را تکرار نکرده باشم ، از طرفي ويژگي هاي نقش اهميت زيادي دارد ، خوب خدا را شکر نوشين جا داشت که من به يک شکل و روش ديگري رفتار کنم .
يکتا ناصر امروز با يکتا ناصر گذشته در بازيگري چه فرقي کرده است ؟

ناصر : به طور مسلم تجربه انسان را به پختگي رسانده و باعث مي شود اشکالات گذشته رفع شود و در اين ميان بازيگر هر اندازه که کار کند ، سيقل داده شده و کارهاي مختلف بازيگري را از لحاظ حسي و تکنيکي قوي تر مي کند ، من هم احساس مي کنم نسبت به يکي ، دو سال گذشته ديدم به بازيگري تغيير کرده و به تجرباتم در اين دو سال اضافه کردم .
بازيگري را تا کجا ادامه خواهيد داد؟
ناصر: تا جايي که از خود احساس رضايت داشته و احساس کنم حالم بابت کاري که انجام مي دهم ، خوب است در کل نه خودم را به جامعه بازيگري تحميل مي کنم و نه اين حرفه را به خودم .
از موقعيت امروزتان راضي هستيد ؟
ناصر : اگر آدمي از موقعيت کنوني به طور کامل رضايت داشته باشد که پيشرفت نمي کند، من زماني راضي خواهم بود که ببينم هر چقدر تلاش کردم ، جواب گرفتم و در نهايت هم شخصيت يکتا حفظ شده باشد ، يعني به خاطر يکي ، ديگري را از دست ندهم ، اين موضوع برايم بسيار لذت بخش و جذاب است .
کمي از خانواده تان بگوييد ، آيا آنها نيز علاقه مند به هنر هستند ؟
ناصر : يک خواهر بزرگ تر به نام <<نيکتا>> دارم که در رشته عکاسي تحصيل کرده و چند کار سينمايي و تلويزيوني هم انجام داده - که البته به واسطه من نبوده - و يک برادر کوچک تر به نام <<رضا>> که رياضي خوانده ، ولي به دليل علاقه شديد به موسيقي ساز مي زند ، پدرم نيز افسر نيروي زميني بودند که بازنشسته شده و مادرم نيز خانه دار ، ولي در کل خانواده ام بسيار علاقه مند به هنر هستند و تمام کارهاي هنري را مشتاقانه دنبال مي کنند.
پدرو مادر وقتي شما را در فيلمي مي بينند انتقاد مي کنند؟
ناصر : پدرم هيچ گاه پيش نيامده که انتقاد کنند، گاهي اوقات مادر اين کار را مي کند اما در بيشتر مواقع فقط تعريف و تمجيد مي شنوم .
برادرتان چطور؟
ناصر: راستش برادرم خيلي اهل صحبت کردن نيست ، از اين رو هر وقت در خصوص مسئله اي - نه تنها کار - تعريف کند، متوجه مي شويم چقدر آن چيز خوب و درست بوده ، چون به طور معمول در مقابل موضوعات مختلف سکوت مي کند .
يکتا ناصر آدم مغروري است ؟
ناصر: اولين کسي نيستيد که اين موضوع را به من مي گوييد ، متاسفانه به خاطر چهره ام براي همه اين تصور پيش مي آيد که يکتا ناصر دچار غرور شده و خودش را مي گيرد اما در واقع اين طور نيست .
اهل درس و مدرسه بوديد؟
ناصر : بله ، راستش از اول کتاب خواندن و مطالعه را خيلي دوست داشتم .
به ياد داريد که دبستان ، دبيرستان کجا تحصيل کرديد؟
ناصر : ابتدايي در مدرسه سيمه در خيابان بهار شمالي ، راهنمايي در مدرسه هفتم تير واقع در ميدان هفت تير و دبيرستان نيز در مدرسه ايران در خيابان قلهک .
اما سوال آخر يکتا ناصر براي رسيدن به خواسته هايش همانند نوشين عمل مي کند؟
ناصر : شايد نحوه ديگري باشد ، به طور مثال من اگر در وضعيت نوشين قرار بگيرم ، نمي گذارم کار به سفر عقد کشيده شود ، تا قبل از آن کاري که بايد را انجام مي دهم ، در ضمن نوشين حقايق را به اذر گفت : تمام حرف هاي نوشين درست بود.
+ تاريخ: دوشنبه 1387/01/12 ساعت: 10:7 نويسنده: محمد موضوع: چهره ها ( )
آشنایی با امین حیایی
بهتر است در توصیف او به جای با تکنیک، باهوش و با استعداد، از صفت بامزه استفاده کنیم. او بدون هیچ ادعایی فیلم بازی میکند و سالهاست داریم چهره او را در فیلمها میبینیم.
یک فیلمش خوب از آب در میآید مثل "مهمان مامان" و یک فیلمش افتضاح میشود مثل "شارلاتان". اصلا شاید یکی از دلایل بامزه بودن امین حیایی این است که هیچ ادعایی ندارد و بیشتر از یک دهه است که دارد آهسته و پیوسته به کار خودش ادامه میدهد. در فیلم "زن زیادی" شخصیت جالبی را بازی میکرد؛ یک آدم هفت خط و خلافکار که زنش را تحت فشار میگذارد و آخرش هم تنها میماند.
یکی از دو فیلم پرفروش سال گذشته "کما" بود که اگر امین حیایی را نداشت هرگز به چنین موفقیتی دست پیدا نمیکرد. تا حالا هم که پرفروشترین فیلم سال "شارلاتان" بوده. امسال یکی از نقشهای اصلی "ستارهها" را بازی کرد. این فیلم به کارگردانی فریدون جیرانی داستان مناسبات و اتفاقات پشت پرده سینماست.
حالا هم آماده شده برای فیلم جدید ابراهیم وحیدزاده تا یک بار دیگر بعد از "ستارهها" با نیکی کریمی هم بازی شود. امین حیایی تا حالا هیچ جایزهای از جشنوارهها نگرفته و هیچ وقت هم دیده نشده که در گفتوگوی مطبوعاتی بخواهد خودنمایی کند. فعلا روزگار بروفق مراد است.
نام: امین حیایی
تاریخ تولد: 22 فروردین 1349
همسر نیلوفر خوش خلق (بازیگر سینما)
در دوران تحصیل به فعالیت در تئاتر پرداخت و پس از گرفتن دیپلم، ضمن خدمت سربازی در مركز هنرهای نمایشی عقیدتی - سیاسی نیروی هوایی فعالیتش را آغاز كرد. در سال 1370 بازیگر یك تئاتر كودكان به كارگردانی ثریا قاسمی بود. در پانزدهمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بازیگر نقش دوم برای فیلم براده های خورشید شد.
خیلی زمان برد تا بتواند به عنوان بازیگر نقش اول در فیلمهای سینمایی بازی كند. در اولین نقش آفرینی اش به عنوان بازیگر نقش اول در فیلم « سیب سرخ حوا » (1378) چندان موفق نبود.
او در فیلم های سیروس الوند توانست خوش بدرخشد. در فیلمهای هتل كارتن، دست های آلوده و بخصوص در فیلم مزاحم كه متاسفانه بازی زیبای امین حیایی با شخصیت پردازی ضعیف از دست رفت.
او در سال 1381، ركورددار بود. شش فیلم با بازی او در سال 1381 در سینماهای تهران به روی پرده رفت: مزاحم، مانی و ندا، مونس، اثیری، رز زرد، بوی بهشت
بازیهای متفاوت او در سال 1382: عروس خوش قدم و دختر ایرونی و در سال 1383 با فیلمهای « كما » و « مهمان مامان » نام او را به عنوان یك بازیگر توانا سر زبانها انداخت تا جایی كه او به عنوان یكی از دو بازیگر برگزیده سال برای بازی در فیلم « دختر ایرونی » از جشن سالیانه ماهنامه دنیای تصویر تندیس حافظ دریافت كرد.
بازی كم نقص و تحسین برانگیز او در فیلم « زن زیادی » در جشنواره بیست و سوم فیلم فجر همچنان نشان از سیر صعودی او در زمینه بازیگری دارد.
فیلمهای سینمایی:
- دو همسفر (اصغر هاشمی - 1371)
- دو روی سكه (محمد متوسلانی - 1371)
- پرتگاه (بهرام ری پور - 1372)
- حامی (قدرت الله صلح میرزایی - 1373)
- براده های خورشید (محمدحسین حقیقی - 1375)
- هتل كارتن (سیروس الوند - 1375)
- بادام های تلخ (كاظم معصومی - 1376)
- دست های آلوده (سیروس الوند - 1378)
- سیب سرخ حوا (سعید اسدی - 1378)
- علف های هرز (قدرت الله صلح میرزایی - 1378)
- مونس (حمید رخشانی - 1378)
- تكیه بر باد (داریوش فرهنگ - 79/1378)
- مانی و ندا (پرویز صبری - 1380)
- مزاحم (سیروس الوند - 1380)
- اثیری (محمدعلی سجادی - 1380)
- رز زرد (داریوش فرهنگ - 1381)
- عروس خوش قدم (حبیب الله بهمنی - 1381)
- تب (رضا كریمی - 1381)
- دختر ایرونی (محمدحسین لطیفی - 1381)
- مهمان مامان (داریوش مهرجویی - 1382)
- كما (آرش معیریان - 1382)
- زن زیادی (تهمینه میلانی - 1383)
- شارلاتان (آرش معیریان - 1383)
- سرود تولد (علی قوی تن - 1383)
- پوكر (كاظم راست گفتار - 1383)
- آكواریوم (ایرج قادری - 1383)
- ستاره ها (فریدون جیرانی، 1384)
- شام عروسی (ابراهیم وحیدزاده، 1384)
- چه كسی امیر را كشت؟ (مهدی كرم پور، 1384)
مجموعه های تلویزیونی:
- آپارتمان (مجموعه، اصغر هاشمی - 1372)
- روزگار جوانی (مجموعه، شاپور قریب - 1377)
- همسایه ها (مجموعه، محمدحسین لطیفی - 1379)
متن مصاحبهاي با امين حيايي
امین حیایی: همسرم تک ستاره عشق من است
- در مورد زندگیتان بگویید، اینكه در چه سالی و در كجا به دنیا آمدید و این كهچند فرزند هستید؟
حیایی: در سال 1349، در تهران بهدنیاآمدم. از سال 70 كار هنری را شروع كردم، 2 تابرادر هستیم، همسرم هم نامش «نیلوفرخوشخلق» است.
- شما از برادرتان بزرگترید؟
حیایی: بله، من پسر بزرگ خانواده سبز هستم.
- سال 83 برایتان چطورگذشت؟
حیایی: شروع سال 83 كمی سخت بود وپستی و بلندیهای زیادی با خود به همراهداشت، به هر حال به خیر گذشت.
- از آخرین فیلمهایتان راضیهستید؟
حیایی: بله صد در صد.
- از كدام یك از فیلمهایتانبیشتر خوشتان آمده است؟
حیایی: فیلم «ستارهها» كه تصویر برداری آنتازه به اتمام رسیده است، چرا كه تفاوتهایزیادی با دیگر كارهایم دارد، داستان این فیلم دررابطه با پشت صحنه سینما است.
گرچه مسائل حاشیهای سینما را هم بررسیمیكند و بیشتر مشكلات سینما و بازیگرانپیشكسوت را مطرح مینماید. خودم در این فیلمسه نقش متفاوت دارم، در اپیزود اول كه كوتاهاست، نقش مدیر مسئول یك نشریه را دارم و دراپیزود دوم نقش مدیر تداركات سینما را بازیمیكنم و در اپیزود سوم مسئول هنروران سینماهستم كه هر كدام از این نقشها، داستان مربوط بهخود را دارند و خیلی متفاوت از یكدیگر هستند.
- پس سال جدید را با «ستارهها»آغاز كردید
حیایی: بله، ستارهها به كارگردانی «فریدونجیرانی» كه تصویر برداری آن پیش از عید آغاز وچندی پیش به پایان رسید.
- در یك سال اخیر از فیلمهایی كهبازی كردید، كدام یك بیشتر به دلتان نشست؟
حیایی: در یك سال اخیر در بیشتر فیلمهاییكهبازی كردم، آنها را دوست داشتم، از كارآكواریوم گرفته كه خیلی كار جذابی بود و برایمن تجربه جدیدی، همچنین پس از فیلمآكواریوم در فیلم فراری ایفای نقش كردم. كهیك فیلم اجتماعی و در عین حال یك طنز نیز بودو مضمون خیلی جذابی داشت. در این فیلم باحسام نوابصفوی و الناز شاكردوست بازی كردم،در یكسال اخیر سعی كردم در كارهای مختلفیایفای نقش كنم و تمامی نقشها را تجربه نمایم.
در تمامی فیلمها با انرژی زیادی حاضر شدم وسعی كردم در نقشهایی بازی كنم، كه مردم آنرا دوست دارند; نقشهایی كه با آن به راحتیارتباط برقرار میكنم، همچنین یكی دو فیلم همبرای كودكان و نوجوانان بازی كردم.
+ تاريخ: پنجشنبه 1386/08/10 ساعت: 17:35 نويسنده: محمد موضوع: چهره ها ( )
همه چیز در باره بهرام رادان
بهرام رادان یکی از هنر پیشه ها و بازیگران مطرح سینماست .بهرام رادان طی دو سال گذشته هشت فیلم بازی كرده كه باهم تفاوتهای اساسی دارند؛ درحالی كه رادان پیش از آن هم مدتی كار نكرده بود.آقای رادان چهطور بازی در این همه فیلم، پیدرپی پیش آمد؟
پس از آواز قو كه فیلم چهارمم بود، به این نتیجه رسیدم كه چهار عمل اصلی را انجام دادهام و فرصتی برای اشتباه كردن ندارم. به همین دلیل محتاط شدم و یك سال كار نكردم. رُز زرد را به خاطر مسایل مالی و اینكه یك سال بازی نكرده بودم، پذیرفتم. البته فكر میكردم فیلم خوبی میشود كه نشد و در میان فیلمهایی كه كار كردهام، كمتر از همه دوستش دارم. بعد بازهم شش ماه فیلمنامهها را رد میكردم تا اینكه عطش پیشنهاد شد و فقط به خاطر رفاقت با حسین فرحبخش قبول كردم. هنگام بازی در عطش رابطه با بهروز افخمی و بازی در گاوخونی پیش آمد و بعد بلافاصله شمعی در باد. دو ماه بعد از آن با كارگردان محبوبم رخشان بنیاعتماد در ننه گیلانه همكاری كردم. بعد همزمان صحبت دو فیلم بود: سربازهای جمعه و فیلمی كه فرحبخش میخواست بسازد. در دوئلی كه با خودم داشتم، فیلم كیمیایی را انتخاب كردم.
- چرا دوئل؟
چون میدانستم فیلمی كه رد كردهام، از نظر تجاری خیلی موفق خواهد بود.
- منظورت كما است؟
بله. من خیلی پای كما ایستادم. دو سال تمام در گوش فرحبخش میخواندم كه این فیلم را بساز. او هم میگفت حالا وقتش نیست. موقعی كه وقتش رسید، من دیگر نبودم. یكبار كه رفتم سر صحنة كما، فرحبخش گفت: «اشتباه كردی، حالا میبینی این فیلم چهقدر میفروشد و سربازهای جمعه چهقدر.» گفتم: «حاجی! مطمئن باش كما 700 میلیون میفروشد و سربازهای جمعه 200 میلیون. ولی من آن فیلم را انتخاب كردم.»
-فیلمنامة كما چی داشت كه دوست داشتی ساخته شود؟
این كما را هنوز ندیدهام. ولی كمایی كه پیمان معادی برای من نوشته بود و دو سال دربارهاش صحبت میكردیم، یك فریاد اعتراض بود.
- قرار بود كدام نقش را بازی كنی؟
پسر پولدار. نقش مقابل را هم قرار بود محمدرضا فروتن بازی كند كه ظاهراً فیلمنامه را رد كرد، ولی من نوشتههای پیمان معادی را خیلی دوست دارم. وقتی با فرحبخش بحث میكردم، میدانستم سربازهای جمعه پرفروش نمیشود. ولی این را هم میدانستم كه فیلمهایی مثل كما در سال خیلی به من پیشنهاد میشود، ولی كار با كیمیایی همیشه پیش نمیآید و من دوست داشتم فیلم كیمیایی را در كارنامهام داشته باشم.
-بلافاصله بعد از سربازهای جمعه الوند به تو پیشنهاد بازی در رستگاری در هشت و بیست دقیقه را داد؟
بله. قبل از جشنواره قرارداد بستم. فیلمنامه را چند سال پیش محمد متوسلانی پیشنهاد داده بود و من دوستش داشتم. از طرف دیگر با سیروس الوند دوستی دارم و خیلی وقت بود میخواستیم با هم كار كنیم. فیلم سختی بود. نزدیك صد روز فیلمبرداری ادامه داشت. یكبار از شدت خستگی به الوند گفتم این كار الان برایم كابوس است. هرچه میگرفتیم، تمام نمیشد. همه شده بودند برنامهریز. بههرحال شنیدهام سیروس خیلی راضی است. اما من دوست داشتم كمی احتیاط را كنار میگذاشت. در میانة فیلمبرداری این فیلم سفر به جشنوارة كن به خاطر نمایش گاوخونی پیش آمد...
- و بازی در ته دنیا. افخمی دو هفته قبل از جشنوارة كن تصمیم گرفت ته دنیا را بسازد. كی با تو مسأله را در میان گذاشت؟
ده روز قبل از كن.
- تو هم خیلی زود قبول كردی؟
بله. اگر اتفاقی نیفتد، برای همكاری تا چند سال بعد هم برنامهریزی كردهایم. منظورم قیصر نیست. ما كارهای دیگر انجام میدهیم. قصه ته دنیا را داد بخوانم. وقتی خواندم، گفت ده روز دیگر میرویم كن و این فیلم را هم میسازیم. رفتیم و ساختیم.
+ تاريخ: دوشنبه 1386/07/30 ساعت: 19:39 نويسنده: محمد موضوع: چهره ها ( )
همه چيز درباره يانگوم (بازيگر جواهري در قصر )
لي يانگ ا متولد 31 ژانويه 1971 در سئول هنرمند معروف کره جنوبي است که طرفداران زيادي در کشورهاي مختلف دارد مخصوصا در شرق و کشورهاي جنوبي آسيا .
زماني که به عنوان مدل در تلويزيون ظاهر شد لقب بانوي اکسيژن را کسب کرد . در سال هاي اخير او به عنوان دختر
دوست داشتني و به خاطر چهره فرشته گونه اش قلب خيلي از طرفدارن را تسخير کرده است . محبوبيت او در کشورهاي آسياي شرقي به خاطر ايفاي نقش در درام محبوب کره اي در نقش يانگوم بسيار افزايش يافت.
اين درام آن قدر موفق بود که بسياري از کشورها پس از پايان مجموعه آن را دوباره به صورت خلاصه پخش کردند .
در هنگ کنگ زمان پخش قسمت آخر سريال نصف جمعيت هنگ کنگ در منزل بودند فقط براي تماشاي اين سريال !
در چين ميليون ها بيننده سريال را ميديدند حتي اگر زمان پخش آن نصف شب بود . بعد از آن " لي يانگ ا " دعوت به بازديد از هنگ کنگ ، سنگاپور ، تايوان ،چين و ژاپن شد .
در 12 سال اخير براي اولين بار ازدحام جمعيت شگفت انگيز بود . در چين مدرسه اي بعد از اهداي مدرک خلباني به لي
نام خود را به مدرسه ابتدايي لي يانگ ا تغيير داد .
دومين خط هوايي کره جنوبي يعني ايژيانا براي ترويج و تبليخ اين سريال چهار نقاشي از پرتره لي در سريال تهيه و در بدنه هواپيمايش به نمايش گذاشت .
او در زندگي نامه اش به نام " عهد لي يانگ" در سال 2006 راجع به اين که چگونه بازيگر شده است صحبت کرد .
او به ياد آورد که چگونه همکاري اش با اندي لو در سال 1991 براي تبليغ شکلات باعث ورود او به کار صحنه شد .
در سال 1995 لي تصميم گرفت براي يادگيري اصول بازيگري به مدرسه حرفه اي برود . از آن پس او برنامه ايفاي نقش در کاراکترهاي مختلف را تغيير نداد . مانند کاراکترش در سريال جواهري در قصر ( يانگوم ) و بعد از آن نقش بسيار متفاوت در فيلم "همراهي با بانوي انتقام" .
او گفت چيزي که نمي خواهد هيچ وقت آن را از دست بدهد بازي از ته قلبش است . لي جايزه بهترين بازيگر زن را از جشنواره فيلم اژدهاي آبي در سال 2005 و Beaksang Art Awards در سال 2006 براي فيلم "همراهي با بانوي انتقام"
به دست آورد .
در سال 2006 قراردادي دو ساله با کمپاني LG که کمپاني کره اي محصولات الکترونيکي است بست که مدل تبليغاتي براي تمام محصولات الکترونيکي LG باشد . ضمن بستن اين قراردادها او تورهايي ترويجي را به کشورهاي آسيايي برگزار خواهد کرد .
+ تاريخ: شنبه 1386/06/03 ساعت: 15:54 نويسنده: محمد موضوع: چهره ها ( )
برای تماس با من کافیه به قسمتcontact us در بالاي وبلاگ مراجعه كنيد.
در ضمن براي با خبر شدن از جديد ترين مطالب وبلاگ من ميتوانيد در خبر نامه عضو شويد تا جديدترين مطالب من براتون ارسال بشه و هيچ مطلبي رو هم از دست نديد...
ورزش
عمومی
کامپیوتر
پزشكي
ترینها
اینترنت
آموزش
نرم افزار
موبایل
تغذيه
وبلاگ
چهره ها
بدون شرح
زیبایی و سلامت
موسیقی
اخبار
متافيزيك
sms جديد
مذهب
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
شوره سر و راه هاي درمان شوره
همه چيز در باره گوشي NOKIA E51
5 راه براي مقابله با سوء هاضمه
استتوسكوپ يا گوشي پزشكان چطور اختراع شد
همه چيز درباره Sony Ericsson C902
عكس و مصاحبه با بازيگر نقش يوزارسيف
تاريخچه طلا و جواهرات
بدن انعطاف پذير دختران
انتخاب لباس براي لاغر نشان دادن آقايان
همه چیز در باره شیطان پرستی
خداحافظي قهرمان
همه چيز در باره اوباما
تصاوير جالب
روش گرم كردن بدن قبل از مسابقه فوتبال
ارزش تغذيه اي خربزه
كفش هايي عجيب و غريب
10 حركت براي تقويت زانو و جلوگيري از آرترز
آشنايي با تمامي اصطلاحات موبايل
گرفتگي و درد عضلات را چگونه برطرف كنيم
دوچرخه هاي آينده
همه چيز در باره NOKIA N96
انواع مواد آرايشي و مضرات آن
شنا راهي براي چربي سوزي و تناسب اندام
استرس و نگراني را چگونه كنترل كنيم؟
توت فرنگي و اثرات مفيد آن بر بيماريهاي قلبي
مجموعه نكات كلیدی برای طراحان وب
كوتاه قد ترين مرد جهان
تمرينات استقامتي و هوازي
عكسي فوق العاده بزرگ
Samsung M8800 Pixon نهايت قدرت
قلب و تنگي نفس
ناخن هاي مصنوعي و عوارض و مضرات آن
10فايده ورزش كردن
ماشين هندوانهاي
بوي ماه مدرسه
تله پاتي( Telepathy )
معاني سمبليك گلها در وجود شما
همه چيز در باره كرم هاي ضد چروك
NOKIA N82 برسي كامل مشخصات
همه چيز در باره گوشي Sony Ericsson P1
ايجاد 2 امكان جديد در بلاگفا
نرم افزاری برای حفاظت از اطلاعات موبایل
5 اشتباه رایج ورزشی در میان روزه داران
محسن نامجو و موسيقي سنتي پرهيجان
همه چيز در باره روزه و روزه داري
سینما در موبایل
قانون جذب
همه چيز در باره NOKIA 5310 XPRESS MUSIC
همه چيز در باره SonyEricsson K660i
آرشيوآخرين نوشته ها
بامدادي
ايرانيو
رايان كامپيوتر
عصر جديد
فقط به خاطر تو
شيدا
هيئت تيراندازي با كمان
وبسایت گروه مرتع و آبخیزداری
پاپيون
مديريت فناوري اطلاعات
يك دانشجوي كامپيوتر
يك فرشته
بي بال
اخبار و اطلاعات پزشكي
رازهاي زيست
ناظر حضرت
از زندگي
آموزش هك اس ام اس
اسرار حيات
نگاه
نوشته
جذابترين لينكها
ستارگان كوير يزد
delna
nightfever
دنياي دانلود
قوي سياه
one click download
newlook
بزرگترين سايت عكس
دل نوشته های خانم مدیر
uweb
افزايش پيج رنك گوگل
دانلود مجلات و كتب جديد
عرفانی ادبی
آموزش ويژوال بيسيك
طراحي و بهينه سازي سايت
مرجع فارسی تلفن های همراه
جوانان ايران زمين
One Irani Blog
آموزشی
لیست وبلاگهای ایرانیان جهان
پارسيش
علوم ژنتیک
خواص ميوهجات
p30geek
وبگرد
هرچي بخواي اينجا هست
اگزا
فرآيند
kptools
پرفكت بلاگ
چهارگوش
مدل لباس
عضو شو بازي كن جايزه ببر
بي نهايت موزيك و سرگرمي
بزرگترين مركز مد و فشن
زيباترين عكس زنان
بزرگترين مرجع عكس
اراك خبر
فضول اراكي
اراك آنلاين
اراك چرا
سورانه
با اينترنت
گل نرگس فداي رنگ و بويت
اراك فوتبال
شميم كوثر
0861
اراك كينگ
آرشيو مقالات،نرم افزار،طراحي
بازي و نرم افزار موبايل
ژيمناستيك الفباي ورزشها
بلاگ نوشت
آسان دانلود

