با انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان ریاست جمهوری اسلامی ایران طبق معمول چند روز اخیر متاسفانه شاهد ایجاد تشنج و فضای ناآرامی در سطح تهران بودیم که واقعا جای تاسف و نگرانی دارد. چرا که تمام طرفداران آقای موسوی ظاهرا کاملا مطمئن هستند که در انتخابات این دوره تخلف روی داده و به هیچ عنوان زیر بار این واقعیت که مردم خود سرنوشت خود را برگزیده‌اند نمی‌خواهند بروند.

برادران و خواهران من چرا ما باید فقط دیدمان به اندازه نوک دماغ خودمان باشد ؟ چرا باید چشم بر روی بسیاری از واقعیت های اتفاق افتاده ببندیم؟ چرا نباید قبول کنیم که امروز سرمایه کلان کشور تنها در دست قشر مرفه جامعه ما نیست و ثروت اکنون به طور مساوی در حال تقسیم در جامعه است؟ چرا گروه کثیری از مردم جامعه را که در دور‌دستها و روستاهای محروم و دور افتاده زندگی می‌کنند را نادیده می‌گیریم؟ چرا تغییر معیشت و زندگی این افراد را نادیده می‌گیریم ؟ چرا سالهای سال همیشه به مفسدان اقتصادی که اسامی تک تکشان را هم می‌دانیم، ناسزا گفتیم ولی حالا که نامی از آنها برده شده منکر این قضیه می‌شویم ، در حالی که آقای احمدی نژاد نیز با این حال در اولین نطق خود پس انتخاب به صراحت از عزم راسخ خود در برخورد با این قشر که مثل زالو از بدنه کشور تغذیه می‌کنند صحبت کرد.

دوستان من بیش از نیمی از آراء توسط مردمی با سطح درآمد پایین و ساکن مناطق محروم بوده که حتی نمیدانند ماهواره و اینترنت چیست ، این در حالی است که قشر مرفه ما که قاعدتا از این نظام ناراضی هستند تمام فضای اینترنت را بر ضد آقای احمدی نژاد پر کرده‌اند و فقط خود نویسنده و خواننده این مطالب بوده اند و به قدری این فضا اشباع شده بود که بسیاری از طرفداران آقای موسوی به یک باور کاذب رسیده بودند که تمام کشور مخالف احمدی‌نژاد و برنامه هایش هستند و در برنامه‌های ماهواره ای چنان تصویر تاریک و زشتی از فضای سیاسی و انتخاباتی کشور به نمایش گذاشتند و مظلوم نمایی کردند ، در مواردی هم ایران را با اسرائیل و صهیونیسم مقایسه کردند .این افراد همان کسانی بودند که تا چند روز پیش فضای موجود در کشور را یک فضای بی‌سابقه و کاملا باز ارزیابی کرده بودند. اما گویا این دوستان انتظار دارند که در این شرایط حساس کشور هر زمان که اراده کردند به خیابانها بریزند و تضاهرات و شورش برپا کنند!

یک خواهش هم از کسانی دارم که زمان انتخابات با شعار آزادی، چشم و گوش بسته به پای صندوقهای رای نروند، بیایید قبول کنیم که هیچ کدام هنوز جنبه آزادی را نداریم!

پی‌نوشت: مدتها بود (حدود ۲ سال) که هیچ گونه مطلب سیاسی و یا انتقادی ننوشته بودم ، متاسفانه یا خوشبختانه اصلا اهل سیاست نیستم و دوست ندارم که در هیچ‌یک از بحث‌های مربوط به سیاست اضهار نظری بکنم ولی در شرایط موجود کمی تغییر زاویه دید برای گروهی از جوانان به نظرم لازمه .

iranew
iranew@gmail.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *